تبليغاتX
توهم ِواقعی/ مایـا*
توهم ِواقعی/ مایـا*
و به راستی که ....

 

روزی روزگاری، تویِ دریـا یـه موج ِ کوچولوئی اوقاتِ بسیار عالی را برایِ خودش داشت. شاد و سرمست از آسمونِ آفتـابی، نسیم ِ ملایم و هوایِ لطیف بود. تـا اینکه ناگهان متوجهِ موجهایِ دیگر ِی که جلویِ خودش بودند شد، که همـه در ساحل از بیـن می رونـد. 

او با خود گفت: "إی وای خـدایِ من، این وحشتـناکـه، ببیـن در نهایت چه اتفاقی برایِ من قراره بیافتـه!"

در همین زمان، موج دیگری از راه رسیـد، که بنظر ِ موج ِ اولی او  خشن می آمد و او خطاب به موج ِ اوّل گفت که: "چرا تو إنقدر غمگین بنـظر میرسی؟"

موج اوّل جواب داد که، "مثِِ اینکه متوجـه نیـستی آ! همهء ما موجها قرار ِ که نابود بشیم و تبـدیل بشیم به هیچی! بنظر ِ تـو این وحشتنناک نیست؟!"

موج ِ دوّم جواب داد: "نـه این توئی که متوجـه نیستی، عزیـز،  تـو فقط یه موج نیستی،

بلکه تو قسمتی از کـلِّ دریـا هستی."

 ~ موری شوارتز ~

 

مگه نــه؟؟؟

 

 

2 نوشته شده در  نوزدهم اردیبهشت 1384ساعت 11 PM  توسط مشیـانه*  | 

قافـِله سالار
 

2 نوشته شده در  چهارم اردیبهشت 1384ساعت 8 PM  توسط مشیـانه*  |