|
توهم ِواقعی/ مایـا*
|
تـو به من خنديـدي
و نمي دانـستي
من به چه دلهره از باغچهءِ همسايـه
سيب را دزديـدم

باغبان از پي من تند دويـد
سيب را دست تو ديـد
غضب آلوده به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و
تـو رفتي و هنـوز،
در گوش من آرام، آرام
خش خش گام هایِ تو تكرار كنان،
مي دهد آزارم
و
من انديـشه كنان
غرق ِ اين پـندارم
كه چرا،
- باغچهءِ كوچك ما
سيب نداشت!
« حمید مصدق»
پـاورقی:
قابل ِ توجّهِ کسانی که خیلی متوجه به مالکیتِ قلم هستند.
والله، به نظر ِ اینجانب، منظور از وبلاگ نویسی بیانِ فکر و اندیشهءِ صاحب بلاگ است، و نه بـه قلم بودنِ چه کسی!